Mad Hatter – Vanity the Tragic Mistake

دیروز یکی از آن روزهایی بود که من این لذت را داشتم که تمام کلاه هایم را بر سر بگذارم. من در حال حاضر چندین جنبه بسیار متفاوت از هدایای خود را از طریق چندین نوع کار بسیار متفاوت انجام می دهم. مثلاً دیروز بعد از کمی دعا و مراقبه، صبح یعنی از ساعت 5 صبح تا ظهر به کار مشاوره اداری خودم (تعداد زیاد و اینها) پرداختم و سپس به سراغ بهبودی خود رفتم. تمرین از طریق It are events. در طول این مدت من همچنین از یک زن بسیار مضطرب تماس گرفتم که شماره مرا پیدا کرده بود و می خواست با یک متخصص طبیعی در مورد تجربه خود صحبت کند. مجبور شدم از برخی تکنیک های تنش زدایی خود برای آرام کردن ترس او و پایان دادن به این تماس استفاده کنم. تغییر کلاه بعدی من این بود که برای مشتری Reconnection که بعد از آن روز برنامه ریزی شده بود آماده شوم و در نهایت برای شرکت در یک حلقه آموزشی که من و دخترم می خواستیم رویداد آینده خود را تبلیغ کنیم، آماده شوم. بعد از یک حمام داغ سم زدایی، یک بار دیگر به دعای خاموش نشستم و برای عصر آماده می شدم. کلاه دیگری برمی دارم، حوالی ساعت 3 بعدازظهر خانه ام را ترک می کنم و به سمت مسابقات می روم. حتی تلاش برای نوشتن همه اینها به صورت سازماندهی شده به اندازه کافی چالش برانگیز است، چه رسد به زندگی در آن.

وقتی انرژی من در این سطح بالای هوشیاری و تمرکز است، پیام‌های فراتر به شدت وارد می‌شوند. من به نوعی می شنوم که او می گوید … آه، پس می خواهید بازی کنید، درست است؟ اگر هر یک از مقالات یا وبلاگ های من را خوانده اید، می دانید که بسیاری از پیام ها یا برخوردهای معنوی من از طریق نامه های روی پلاک ها و/یا اعداد روی پلاک های معمولی به من می رسد. گاهی اخبار آنقدر سریع و خشمگین می آید که جمع آوری، تفسیر و درک معنی برایم سخت می شود. این اتفاق دیروز هنگام رانندگی برای مشتری من افتاد. بنابراین من فقط آنچه را که دیدم یادداشت کردم، به این امید که در مکانی ساکت تر و امن تر به درک برسم. در قطار سریع السیر پلاک های زیر Hamartia، Bison، Sz T D را گرفتم. بعداً شماره 2411 را گرفتم (در واقع دو وسیله نقلیه که در کنار هم رانندگی می کردند دنباله شماره های یکسانی داشتند) و سپس آخرین احمق یا هفتز بود!

معنی اینها چیست؟ زمان زیادی طول کشید تا بفهمم هر کلمه، نماد و/یا عدد یک سرنخ است. روح من اینگونه راهنمایی می کند، منبع، خدا، فرشتگان، خواهر، مامان، بابا با من صحبت می کنند. چرا این راه را برای ارتباط با من انتخاب کردید؟ فکر نمی‌کنم آن‌ها آن را انتخاب کنند، فکر می‌کنم در واقع من آن راه را انتخاب کردم. در اینجا راه دیگری برای فکر کردن به “وو وو” وجود دارد. در جایی از دانش خود نیز شروع به درک این موضوع کرده‌ام که این ارتباطات از جنبه‌ای بالاتر از من می‌آیند و با من صحبت می‌کنند. کمی شبیه آینده‌ای است که خرده‌های سوخاری را ترک می‌کنم تا به منبع خود برگردم، به آنچه به عنوان خدا می‌دانم. این مفهوم در A Course in Miracles بررسی شده است و واقعاً برای من معنا پیدا کرده است.

معنی اینها چیست؟ من دوستی دارم که عمرش را صرف دیدن و درک نمادها کرده است. بخشی از کار آنهاست. او یک پایگاه داده داخلی از درک از منابع مختلف و قلمرو روحی ایجاد کرده است. رنگ های خاص، توتم های حیوانات، اعداد، نشانه ها و نمادها نماد چیست؟ او نیازی به عجله به گوگل برای جستجوی پاسخ ندارد، پس از سالها تجربه که او فقط می داند. برای من اینطوری کار نمیکنه برای برخی از علائم، اعداد و نمادها بلافاصله می دانم که در آن لحظه منظور چیست، اما در بیشتر موارد باید به فناوری مدرن متوسل شوم و جستجو کنم. گاهی اوقات پلاک ها با من به زبان های دیگر صحبت می کنند، بنابراین من واقعاً باید کمی تحقیق کنم.

خوب خوب پس همه اینها به چه معناست؟

Hamartia – در ادبیات به معنای “خطای غم انگیز” است، از کلمه یونانی hamartánein است که به معنای “از دست دادن علامت” یا “خطا کردن” است. -wikipedia.org/wiki/Hamartia (آه، قبلاً این را دیده‌ایم، آیا کلمه گناه به معنای از دست دادن علامت نیست؟)

هامارتیا در ارتباط با ادبیات نمایشی اولین بار توسط ارسطو در شعر خود استفاده شد. در تراژدی، هامارتیا معمولاً به اشتباه یا خطای تراژیک قهرمان داستان اشاره می‌کند که منجر به زنجیره‌ای از اقدامات داستانی می‌شود که منجر به واژگونی شانس آنها به بدتر می‌شود.-wikipedia.org/wiki/Hamartia

فرانسیس فرگوسن در مقدمه‌ای بر ترجمه SH Butcher از Poetics، هامارتیا را کیفیت درونی توصیف می‌کند که به قول دانته، “حرکت روح” را در قهرمان داستان برای ارتکاب اعمالی که کنش را به پایان غم انگیزش سوق می‌دهد و الهام‌بخش می‌کند، توصیف می‌کند. مخاطب انباشته ای از ترحم و ترس است که منجر به پاکسازی آن احساسات یا کاتارسیس می شود. -wikipedia.org/wiki/Hamartia

Sz TD – روز را غنیمت بشمار، اما معنای آن برای من “امروز سوزی” بود. سوزی خواهر من است که خیلی وقت پیش عوض شد. او با من در مورد پلاک خودرو صحبت می کند و ارتباط من با خانواده بزرگم است. او اطلاعاتی در مورد او و برای او به من می دهد. او در نصب علائم هشدار دهنده و تابلوهای راهنما ثابت قدم است. بنابراین سوزی گفت روز را غنیمت شمرده و من در اینجا درگیر این پیام‌های آتش سریع هستم و راهنماهای شما کار شما را تشویق می‌کنند. نوعی “برو ببر ببر”. Carpe diem – افکار من

2411- بعد از اینکه دخترم با من سوار ماشین شد این شماره تکراری را دیدم. من فکر می کنم ما آن را x2 دیدیم زیرا شماره یک پیام برای من و پیام دیگری برای او دارد.

فرشته شماره 2411 همچنین شما را تشویق می‌کند که برای فرصت‌های جدیدی که در آینده نزدیک در راه است، باز باشید. هنگامی که بتوانید از آن احساس “گیر” در زندگی حرفه ای یا شخصی خود رها شوید، فرصت های فوق العاده جدیدی درست در مقابل شما ظاهر می شود. اکنون زمان مناسبی برای استفاده کامل از تمام جنبه های آموخته شده و حرکت به سمت یک زندگی امن تر، راحت تر و شادتر است. -sacredscribesangelnumbers.blogspot.com/2015/11/angel-number-2411.HTML

قسمت شما این بود: فرشته شماره 2411 به شما پیشنهاد می کند که وقتی در شرایط سخت و/یا سختی قرار می گیرید، صبور باشید و اعتماد داشته باشید که همه چیز به نفع شما پیش خواهد رفت. قدم های بعدی خود را با احتیاط و فکر بردارید و منتظر نتایج و نتایج خوب باشید. مطمئن باشید که فرشتگان مشغول کار در پشت صحنه هستند و قبل از اینکه به نتایج دلخواه شما برسید باید عوامل خاصی در جای خود قرار گیرند. هیچ چیز شما را از دستیابی به هدف و/یا آرزویتان باز نمی دارد. پس صبر و شکیبایی به خرج دهید و از راه حل های معجزه آسایی که در زندگی شما پدیدار می شود احساس قدردانی کنید زیرا باورهای مثبت و اعتقاد به الهی نتایج و پیامدهای مطلوبی را ایجاد می کند. برای حل برخی مشکلات آماده شوید، اما بدانید که انجام این کار شما را قوی‌تر، عاقل‌تر و انعطاف‌پذیرتر از همیشه می‌کند. -sacredscribesangelnumbers.blogspot.com/2015/11/angel-number-2411.HTML

یا حافظ – از فعل “حفظ – نگه داشتن” آمده و در لغت به معنای “نگهداری، نگهبانی و محافظت” است. -en.wikipedia.org/wiki/Hafiz

امروز در حین مدیتیشن صبحگاهی به کلمه هامارتیا فکر کردم. من به دنبال اشتباه غم انگیز خود و/یا اینکه چرا آن کلمه را دریافت کردم، بودم. من می دانم که در نهایت چیزی وجود ندارد که بتواند سقوط من یا جدایی من از منبع باشد. من می دانم که ممکن است جنبه یا گرایش زمینی را تجسم بخشم که می تواند این توهم را ایجاد کند که چیزی مرگ معنوی من است، اما این “توهم” است. سپس به من برخورد کرد، این اخبار مربوط به رکوردهای VANITY است. هاهاهاهاها VANITY همیشه هامارتیا است، اشتباه غم انگیزی که باعث می شود علامت را از دست بدهیم. راهنمایان خوب، حس خلاقانه شوخ طبعی خود را دوست داشته باشید. به اندازه کافی خوب بود که باعث شد از روی مبل بپرم، قهوه و پتو را کنار بگذارم و شروع به تحقیق و نوشتن این مقاله کنم.

پس بیایید به سمت بیستون حرکت کنیم – از طریق قدردانی فروتنانه، قدردانی و آگاهی از اینکه من فقط یک وسیله نقلیه هستم، می توان راهنمایی منبع من، کمال و شکوه من را بیان کرد. از طریق دعا و عبادت خاموشم در هر جنبه ای از زندگی ام فراوانی پیدا خواهم کرد. حق شناسی!

Sz TD – از من خواسته می شود که از این فرصت ها استفاده کنم تا راهنمایی و دانش درونی خود را تصدیق کنم و باز باشم. اعتماد کنم که همیشه هدایت و مراقبت می شوم. حق شناسی!

2411 – شک نکنید، بدانید که این فرصت های جدید با شغل بالاتر شما همزمان است، اجازه ندهید دنیا یا نفس شما مانع شود. اطمینان داشته باشید که هر آنچه را که نیاز دارید دارید. حق شناسی!

یا حافظ – تصدیق ذهن، مواهب تو، دانش تو. دیشب در حالی که من و دخترم برای خروج از مرکز آموزشی که در آن گروه آموزشی برگزار می شد آماده می شدیم، توقف کردیم و با مدیر مرکز خداحافظی کردیم. او یکی از مجریان/معلمان حلقه بود و ما در مورد اینکه عصر چگونه گذشت و چه چیزهایی یاد گرفتیم بحث کردیم. یکی از آخرین چیزهایی که به او گفتم این بود که من و دخترم موجودی را دیده بودیم که پشت سر معلم دیگر معلق بود. من آن را به عنوان یک چهره بلند و تیره با یک کلاه عجیب و غریب که شبیه کلاه بالایی پهن شده بود توصیف کردم. مدام می‌گفتم که چیزهایی را می‌بینم اما معنی آنها را نمی‌دانم. پرسید: اگر می دانستی چه می شد؟ لحظه‌ای فکر کردم و گفتم احساس می‌کنم یک نگهبان، محافظ یا نوعی مجری است. همه خندیدیم و گفتیم اوه، او محافظ روحانی خودش را دارد که از او مراقبت می کند. من و دخترم وسایلمان را داخل ماشینم گذاشتیم و راهی خانه شدیم. فقط چند لحظه بعد پلاک را دیدیم که اطلاع من را تایید کرد. حق شناسی!

—-اینم یک یادداشت جانبی دیگر. این شخص خاص رابطه دیرینه ای با بنیانگذار یک کارگاه تغییر زندگی دارد که من و دخترم هر دو در آن شرکت کردیم. در گفتگوی کوتاهی که در بالا ذکر شد، مختصری از ایشان و همسر مرحومش صحبت کردیم. وقتی در یکی از سمینارها شرکت کردم، برچسبی روی دفترچه‌ام چسبیده بود که روی آن نوشته شده بود «Carpe diem». شاید شخص دیگری با پلاک من بازی می کرد. فقط میگم!

برای من، پیام های پنهان زیبای دیروز این بود؛ هنگامی که من به شدت در فرکانس محبت آمیز منبع خود، خدای من، کاشته می شوم، از جایگاه دانش برتر خود عمل می کنم. در حالی که در این اتاق غرور نفس من معنایی ندارد. از طریق دعای آرام و مراقبه ارتباط خود را تقویت می‌کنم، از طریق سپاسگزاری فروتنانه از همه، ارتباط خود را با عمل به راهنمایی روح تقویت می‌کنم، ارتباط خود را تقویت می‌کنم و در نهایت از طریق خدمت و فراوانی گسترش عشق، ارتباط خود را تقویت می‌کنم.

پس حالا وقت آن است که کلاه نویسنده ام را بردارم و کلاه دیگری بر سر بگذارم. من غرق در نور درخشان سپاسگزاری، فراوانی و آگاهی از این موضوع هستم که همه چیز خوب است. به همه ما ابزارهایی داده شده است تا از هامارتیای نفس اجتناب کنیم. از شناخت درونی، خود برتر، راهنماها و منبع خود پیروی کنید. شما همیشه توسط مجری ارتعاش عشق محافظت می شوید.

رژیم لاغری سریع