گانگسترها در آمریکا – قتل مرموز مری راجرز – دختر سیگاری زیبا

او به عنوان “دختر سیگاری زیبا” شناخته می شد، اما قتل مری راجرز 20 ساله در سال 1841 یکی از گیج کننده ترین قتل های حل نشده در تاریخ شهر نیویورک است.

راجرز کارمند فروشگاه تنباکوی مجلل جان اندرسون در مرکز شهر منهتن بود. او دختری فوق العاده زیبا بود و نویسندگان مشهوری مانند ادگار آلن پو، جیمز فنیمور کوپر و واشنگتن ایروینگ مشتریان دائمی او شدند. فیتز گرین هالک شاعر به قدری از او دل بسته بود که شعری به افتخار راجرز نوشت. بسیاری از سردبیران و نویسندگان برجسته روزنامه نیز مشتریان مکرر اندرسون بودند، برخی فقط برای اینکه نگاهی اجمالی به زیبایی راجرز داشته باشند.

صبح یکشنبه، 25 ژوئیه 1841، در پانسیونی در خیابان ناسائو متعلق به مادرش، یکی از پانسیون ها، راجرز به نامزدش دنیل پین گفت که برای بعد از ظهر برای دیدن خواهرش، خانم داونینگ، بیرون می رود. ، برای بازدید. آن شب رعد و برق شدید نیویورک را درنوردید و راجرز به دوران بازنشستگی بازنگشت. هم مادرش و هم پین فکر می کردند که راجرز به خاطر طوفان شب را در خانه خواهرش می گذراند. اما روز بعد، خواهر راجرز به آنها گفت که راجرز هرگز حاضر نشده و او نیز انتظار ملاقات نداشت. آنها همراه با نامزد سابق راجر، آلفرد کروملین، شهر را جستجو کردند اما هیچ اثری از راجرز پیدا نکردند. متأسفانه این اولین باری نبود که راجرز ناپدید می شد. در اکتبر 1838، محل اختفای راجرز برای چند روز مشخص نبود. وقتی برگشت، گفت که با یکی از دوستانش در بروکلین ملاقات کرده است، اگرچه به مادرش یا کارفرمایانش از قصد خود نگفته است.

این بار مادر یک آگهی در نیویورک سان گذاشت و از او پرسید که آیا کسی محل اختفای یک بانوی جوان 20 ساله را که آخرین بار در صبح 25 ام با لباس سفید، شال سیاه و شال آبی پوشیده، لگهورن دیده شده بود، می داند. کلاه، کفش های رنگ روشن و چتر آفتابی رنگ روشن. هیچ کس به این آگهی پاسخ نداده است.

روز چهارشنبه، 28 ژوئیه، سه مرد در غار سیبیل در هوبوکن، نیوجرسی، چیزی شناور و در حال انفجار را در سمت نیوجرسی رودخانه هادسون مشاهده کردند. آنها به داخل یک قایق پارویی پریدند و به سرعت به منطقه ای که شی در آن قرار داشت پارو زدند. وقتی به آنجا رسیدند جسد زن جوانی را پیدا کردند. آنها با خستگی جسد را روی قایق پارویی کشیدند، اما پس از چندین بار تلاش ناموفق، طنابی را زیر چانه زن مرده بستند و پارویی به ساحل رساندند.

وقتی پزشکی قانونی جسد را معاینه کرد، یک علامت قرمز به شکل انگشت شست مرد در سمت راست گردن او و چندین علامت در سمت چپ گردن او که به اندازه انگشت یک مرد بود، پیدا کرد که نشان می‌دهد او خفه شده بود و جسدش را به داخل رودخانه انداختند. کروملین پس از خواندن گزارش های روزنامه ها از جسد یافت شده در رودخانه هادسون، به هوبوکن سفر کرد و جسد را جسد مری راجرز شناسایی کرد.

به دلیل محبوبیت او در مطبوعات، مرگ راجرز در همه روزنامه های نیویورک تیتر یک روزنامه شد. اعضای مطبوعات به نامزد او، دنیل پین، مشکوک شدند که به پلیس گفته بود در روز ناپدید شدن راجر به ملاقات برادرش رفته بود و روز را در میان چندین بار و رستوران گذراند. برای اثبات بی گناهی خود، پین سوگندنامه هایی از شاهدان ارائه کرد که می گفت در واقع همان جایی بود که راجرز ناپدید شد.

معمای مرگ راجرز خیلی زود از روزنامه ها ناپدید شد. اداره پلیس شهر نیویورک، که در آن زمان متشکل از یک خدمه متشکل از نگهبانان شب و تیراندازان روز بود که شهروندانی آموزش ندیده و دستمزد کمتری دریافت می کردند و انگیزه کمی برای حل جنایات داشتند، تصمیم گرفت که بیشتر تحقیق نکند زیرا جسد در نیوجرسی پیدا شد. پلیس نیوجرسی معتقد بود که راجرز به احتمال زیاد در شهر نیویورک کشته شده است و تحقیقات قتل مشکل آنها نبوده است.

فردریکا لاس صاحب میخانه ای به نام خانه نیک مور در نزدیکی هوبوکن، نیوجرسی، نه چندان دور از جایی که جسد مری راجرز پیدا شده بود، داشت. در 25 آگوست 1841، دو تن از پسرانش که در جنگل بازی می کردند، اقلام مختلف لباس زنانه، از جمله دستمالی با حروف اول MR خانم لاس، بلافاصله با پلیس تماس گرفتند. این کشف جدید تحقیقاتی را توسط اداره پلیس نیوجرسی آغاز کرد زیرا آنها اکنون به این نتیجه رسیدند که راجرز واقعاً در نیوجرسی کشته شده است. اما تحقیقات به جایی نرسید و خیلی زود پایان یافت.

در طول سال ها، چندین جرم شناس تلاش کرده اند توضیح دهند که چه کسی و چرا مری راجرز را کشته است. با این حال، هرگز هیچ مدرک معتبری وجود نداشت و هیچ کس هرگز متهم به جرم نشد. یک سال پس از مرگ راجرز، ادگار آلن پو که ظاهراً از تراژدی دختر سیگاری زیبا غمگین بود، رمان معروف خود راز ماری روگت را نوشت. این رمان که در پاریس می گذرد، اتفاقاتی را که پس از مرگ راجر رخ داده بود، تکرار می کند. در این رمان، آستین دوپین، کارآگاه معروف پو، به این نتیجه رسید که قاتل یک افسر نیروی دریایی تیره پوست است که قبلاً سعی کرده بود با ماری (راجرز) فرار کند و ناپدید شدن اولیه او را در سال 1838 توضیح داد. سپس در سال 1841 هنگامی که او برای بار دوم با او خودداری کرد، او را کشت.

رمان پو منعکس کننده معتبرترین توضیح برای مرگ مری راجرز بود که توسط نویسنده ریموند پل در اوایل دهه 1970 ارائه شد. تئوری پل این بود که دنیل پین راجرز را به قتل رسانده بود، اما نه در روز یکشنبه ناپدید شد، که پین ​​برای آن حقایق محکمی داشت، بلکه در روز سه شنبه بعد. از آنجایی که جسد مری در زمان پیدا شدن هنوز در حالت مرگ بود، او نمی توانست بیش از 24 ساعت مرده باشد. ریگور مورتیس چند ساعت پس از مرگ فرد شروع می شود اما پس از 24 ساعت به تدریج فروکش می کند.

از مدارک جمع آوری شده بیش از 130 سال پیش، پل به این نتیجه رسید که پین ​​راجر را باردار کرده است و در روز یکشنبه، 25 ژوئیه 1841، او را برای سقط جنین به هوبوکن برد. در حالی که مادر و نامزد سابقش به دنبال راجرز می گشتند، راجرز پس از سقط جنین در مسافرخانه ای در هوبوکن در حال نقاهت بود. پین سپس در روز سه‌شنبه، 27 ژوئیه به هوبوکن بازگشت تا راجرز را بردارد و او را به شهر نیویورک برگرداند. وقتی راجرز به پین ​​گفت که در حال قطع رابطه است، پل به این نتیجه رسید که پین ​​او را خفه کرده و جسدش را در رودخانه هادسون انداخته است. پل همچنین از شرایط استنباط کرد که ناپدید شدن مختصر راجرز در سال 1838 به همین دلیل بود. سقط جنین کنید

پس از مرگ راجر، پین به شدت شروع به نوشیدن الکل کرد. در 7 اکتبر 1841، پین پس از گشت و گذار در چندین بار در نیویورک، سم لودانوم را خرید. او با کشتی به هوبوکن رفت و به خانه نیک مور رفت و در آنجا به شدت مست شد. خیس شده، با براندی در دست، جایی که لباس های راجرز پیدا شده بود، به سمت نقطه ای در جنگل حرکت کرد. او روی یک تکه کاغذ نوشت: «به دنیا، من اینجا هستم. خدا عمر تلف شده ام را ببخشد.» اسکناس را در جیبش گذاشت و لودانوم را نوشید و با براندی شست. سپس دراز کشید و مرد.

روزنامه‌ها و اداره پلیس شهر نیویورک، که فکر می‌کردند راجرز در یکشنبه‌ای کشته شده است که پین ​​به خاطر آن حقایق چندانی نداشت، تصور می‌کردند که پین ​​خودکشی کرده است، زیرا عشق زندگی‌اش به قتل رسیده است. با این حال، تحقیقات پلیس به قدری سطحی، ناقص و کاملاً ناکارآمد بود که آنها هرگز این واقعیت را در نظر نگرفتند که غیرممکن است چهار روز قبل از کشف راجرز کشته شده باشد، زیرا جسد او هنوز در وضعیت سختی قرار داشت.

اگرچه قتل مری راجرز هرگز رسماً حل نشد، اما مرگ او بیهوده نبود. بی‌کفایتی مطلق اداره پلیس نیویورک، همراه با فشار مطبوعات و جمعیت خشمگین نیویورک، شهر را مجبور کرد تا رویه‌های پلیسی خود را به طور کامل اصلاح کند. در آغاز در سال 1845، زمانی که شهر نیویورک نهایتاً یک نیروی پلیس متشکل از مردانی را تشکیل داد که مخصوصاً برای پیشگیری و تحقیق در مورد جنایات آموزش دیده بودند، منسوخ شدند.