کلینتون اوبر کیست؟

کلینتون اوبر در 14 جولای 1944 به دنیا آمد. او دوران کارآموزی خود را با بزرگ شدن و آشنایی با فضای باز در ایالت مونتانا گذراند. آموزش اولیه او در طبیعت یادگیری بسیاری از روش های بومیان آمریکایی بود که در آن نزدیکی زندگی می کردند. جامعه اطراف او را اکثراً دامداران و کشاورزان تشکیل می دادند، که او احترام عمیق خود را برای سرزمینی که در آن قدم می زد، از آنها کشف کرد.

چیزی که کلینتون را واقعاً از بسیاری از مردم متمایز می کند این است که آقای اوبر یک کشف خطرناک انجام داد. در دوره‌ای از زندگی‌اش که بیمار بود و تقریباً در حال مرگ بود، زمان قابل توجهی را در بیمارستان گذراند. یک روز وقتی از خواب بیدار شد متوجه شد که رنگ آبی در آسمان و سبز در چمن ها واضح تر از آنچه قبلاً دیده بود است. او تمایل زیادی به انجام کاری سازنده داشت که به نفع بشر باشد، بنابراین به سرعت از تمام دارایی های مادی خود جدا شد و برای شروع یک زندگی جدید جسارت کرد. در حالی که نشسته بود و فکر می کرد، به این فکر می کرد که حالا قرار است با زندگی خود چه کند و در کمال تعجب، جمله ای کوتاه به ذهنش خطور کرد: «مقابله شو».

این نقل قول در ذهن او زمانی که مشغول انجام کارهای روزمره خود بود، ماندگار شد. شاید ضمیر ناخودآگاهش سعی می‌کرد به او پیامی بفرستد که به او بگوید اکنون چه چیزی را اولویت اصلی خود قرار دهد. همانطور که او به مطالعه این موضوع ادامه داد، درک کرد که حتی به عنوان انسان ما یک رابطه بیوالکتریکی ویژه با زمین اطراف خود داریم. این مفهوم شبیه به آنچه در تئوری برق یافت می شود. او نتیجه می گیرد که با زمین زدن بدن انسان می تواند از هر باری خنثی شود و در نتیجه سیستم عصبی مثبت تری ایجاد شود.

از آنجایی که ما در حال حاضر در یک دنیای الکتریکی غالب زندگی می کنیم، ارتباط خود را با اثر زمین طبیعی خود از دست داده ایم و ما را در برابر هر نوع تداخل الکتریکی خارجی بسیار آسیب پذیر می کند. کلینتون نتیجه گرفت که این بر نحوه رفتار سلول های ما و انتقال اطلاعات حیاتی در مورد رفاه ما تأثیر می گذارد.

در طی چندین سال، کلینتون زمان زیادی را صرف کند و کاو عمیق‌تر در اسرار کیفرخواست‌ها، زمینه‌سازی و تأثیرات آن‌ها بر بدن انسان کرد. این قلمرو جدید بود و مهندسان، دانشمندان و متخصصان پزشکی که او با او مشورت می‌کرد اساساً برای ارائه داده‌های کار کلینتون بی‌فایده بودند. در نهایت او مقاله ای در مورد EMF و مسائل پیچیده آن مربوط به بدن نوشت. اوبر خاطرنشان کرد که اثراتی که در انسان هنگام قرار گرفتن در معرض سطوح خاصی از EMF رخ می دهد به سادگی نمی تواند در مطالعات حیوانی بازتولید شود. او با تعجب پرسید که اینجا چه چیزی متفاوت است.

آها، جواب در کفش بود. حیوانات کفش نمی پوشند، اما انسان ها هر روز ساعت های زیادی آن را می پوشند. علاوه بر این، حیوانات در تخت های جدا شده از زمین نمی خوابیدند. بدون کفش و خوابیدن روی زمین، حیوانات به طور موثر الکتریسیته ساکن اضافی را تخلیه می کنند.

کشف شد که وقتی مردم در خواب بودند، بهبودی بدن یک جهش مثبت سریع داشت. کلینتون با استفاده از دانش جدید خود روشی را ابداع کرد که می‌توان از آن برای زمین‌گیر کردن افراد در حالی که در رختخواب خود می‌خوابیدند استفاده کرد. نتیجه این تحقیق این بود که 85 درصد از آزمودنی‌ها وقتی زمین می‌گرفتند سریع‌تر به خواب می‌رفتند و 93 درصد اعتراف کردند که بهتر می‌خوابیدند. احساس آرامش متمایز هنگام بیدار شدن، سفتی کمتر عضلانی و کاهش شدید مشکلات کمر وجود داشت.

درست زمانی که همه آماده می‌شدند که آقای اوبر را یک قاتل خطاب کنند، تحقیقات او توسط دکتری انجام شد. راسل ویتن که با قرار دادن 35 بیمارش در حصر خانگی این یافته ها را تایید کرد. بدون شک، بدن انسان برای داشتن یک سبک زندگی بدون استرس به یک دوره زمین گیر نیاز دارد. زمین زدن بدن می تواند تاثیر بسزایی بر سلامت بدن داشته باشد. علاوه بر این، راه رفتن با پای برهنه در صورت امکان تقریباً همان نتیجه را به همراه دارد. بنابراین اکنون شما کارهای مهم آقای کلینتون اوبر را می دانید. آزمایشات خود را امتحان کنید و ببینید به چه چیزی می رسید.