چگونه بازنشستگان نگرش من را نسبت به بازنشستگی شکل دادند

آخرین داروخانه ای که در آن کار کردم بهترین شغلی بود که تا به حال داشتم، زیرا از بسیاری از مشتریان بازنشسته بزرگتر بودم و آنچه از آنها آموختم نگرش من را نسبت به بازنشستگی برای همیشه تغییر داد.

آنها همه چیز را درباره خودشان و دنیایی که در آن زندگی می کردند به من گفتند. من با دقت گوش دادم، سوال پرسیدم و مشاهده کردم. این یک آموزش ارزشمند بود. مثل اسفنج خیسش کردم

نظرات و ایده های زیادی شنیدم که با آنها مخالف بودمولی من چیزی نگفتم در نهایت، می‌دانستم که در مورد جهان و سبک زندگی‌ای که چیزی درباره آن نمی‌دانم آموزش می‌بینم، اما می‌خواستم یاد بگیرم.

یکی از چیزهایی که باعث تعجب من شد همین کامنت بود از یک زن مسن تر: “من تمام زندگی ام را برای دیگران انجام داده ام و اکنون وقت آن است که دیگران برای من انجام دهند.”

برای من این یک شوک بود. به هر حال، این کار را برای دیگرانی که نیاز به کمک دارند انجام دهید، اما اگر این کار را از روی خوبی های قلبی خود انجام نمی دهید، آن را انجام ندهید. اگر کار خوبی انجام می دهید، لطفاً انتظار هیچ چیز دیگری نداشته باشید. اعضای خانواده و دیگران ممکن است بخواهند مراقب باشند یا نخواهند، و اگر شما بتوانید از خود مراقبت کنید، نباید چنین باشند. اگر بتوانید به خودتان کمک کنید، از نظر بدنی برای مدت طولانی تری قوی خواهید ماند و مغزتان برای مدت طولانی تری تیزتر خواهد بود، که این یک موهبت است.

جدا از از دست دادن شناخت و سلامت جسمانی، احتمالاً بدترین چیزی که افراد مسن باید از آن ترس داشته باشند اعتیاد است. وقتی به میل یا از روی ناچاری وابسته می شوید، بخشی از خود را از دست می دهید.

چیز دیگری که در مورد بازنشستگان یاد گرفتم این است که بسیاری از آنها درآمد کافی نداشتند، که درهای وابستگی را باز می کند. تعداد کمی از آنها فقط درآمد تامین اجتماعی داشتند تا آنها را تا پایان عمر ادامه دهند. برای بسیاری از افراد عادی است که فکر می کنند دیگر به پول زیادی نیاز ندارند، بازنشسته می شوند، اما به زودی متوجه می شوند که تورم این ایده را به یک قضاوت نادرست فاحش تبدیل می کند. فکر می‌کنید تمام زندگی بزرگسالی‌تان را سخت کار کرده‌اید تا بازنشستگی شادی داشته باشید، و وقتی زمان آن فرا رسید – این یک بیداری بی‌ادبانه است که آنچه برای آماده‌سازی انجام داده‌اید (یا حتی اگر اصلاً انجام داده‌اید)، کافی نبوده است. .

اما خبرهای خوبی در اینجا برای کسانی که مایل به مقابله با واقعیت هستند وجود دارد. من یک مدافع سرسخت کار هستم. به یاد دارم که به سخنان کشیش ریک وارن، نویسنده کتاب بسیار موفق گوش دادم: زندگی هدفمند، گفتگو در مورد مسائل سیاسی با جان مک کین، که نامزد ریاست جمهوری در برابر باراک اوباما بود. به یاد دارم که کشیش وارن با تاکید می گفت: «ما برای کار ساخته شده ایم.» همه با این احساس موافق نیستند، اما برای من کاملاً منطقی بود. به عبارت «استفاده کن یا از دست بده» مشروعیت بخشید. اگر به طور مداوم مغز و بدن خود را به چالش نکشید، بدتر می شود.

من موضوع کار را مطرح می کنم زیرا بازنشستگان زیادی را دیده ام که پول کمی دارند قادر به انجام هر کاری بودند، اما آنها نمی خواستند کار کنند. یادم می آید یکی از مشتریان، مهندس بازنشسته ای، کوپن های غذا را از روزنامه جدا می کرد در حالی که منتظر بود نسخه خود را پر کنند. او همیشه از هزینه داروهایش که نه داروخانه بلکه توسط شرکت بیمه درمانی او تعیین شده بود، گلایه داشت. اما متأسفانه او هرگز به نظر نمی رسید و نمی خواست این را بفهمد.

یک روز در آن چیزی که فکر می کردم گفتگوی آسان و دلپذیری بود با او در مورد تجربه کاری اش، از او پرسیدم که آیا تا به حال به شغلی پاره وقت فکر کرده است که به او اجازه می دهد مهارت های قابل توجه خود را به کار گیرد و به او منتقل کند. فکر می کردی به مادرش توهین کردم. او عصبانی شد و به من یادآوری کرد که بازنشستگی خود را به پایان رسانده است و دیگر راهی برای کار وجود ندارد. je. برای من این درسی بود که یاد گرفتم: مراقب باشید که چه چیزی یا چگونه سؤال می کنید.

در موارد دیگر، زنان به من گفته اند که دوست دارند شغلی داشته باشند با این حال، آنها را واجد شرایط انجام کاری نمی دانست، زیرا آنها برای مدت طولانی از بازار کار خارج شده بودند (یا هرگز نبوده اند). آنها می توانستند کاری متناسب با استعدادشان پیدا کنند، اما صادقانه بگویم، واقعاً نمی خواستند کار کنند. آنها به سبک زندگی راحت و مبتنی بر اوقات فراغت خود رسیده بودند و تمایلی به مزاحمت یا رها کردن آن نداشتند. درک آن آسان است.

اما بعد مارگی بود. او نگرش داشت می گفت می تواند شما را بجود و تف کند. به ویژه، او گفت که از تجمعات معمولی ساعت 4 بعد از ظهر در محل برگر محلی با ساکنان خانه سالمندانش خسته شده است. او گفت تنها کاری که آنها انجام دادند شکایت از درد بود و اینکه چقدر به دکترشان علاقه داشتند (یا از آنها متنفر بودند) و گذشته را به یاد آوردند و جوک های تحقیرآمیز در مورد افراد مسن را گفتند و بازگو کردند. او ناله کرد: “خسته شدم.”

یک روز مارگی شروع به آرایش کردن و رنگ کردن موهایش کرد “نارنجی سن” و شروع به پوشیدن لباس های به اصطلاح تجاری کرد. او به عنوان منشی در یک تعمیرگاه خودرو محلی شغلی پیدا کرده بود. آیا او شبیه یک میلیون دلار بود؟ کاملا. مدت کوتاهی پس از آن، او حلقه نامزدی زیبایی را به نمایش گذاشت. او در 78 سالگی با صاحب 67 ساله مغازه بدنسازی نامزد کرد. آیا معجزه بود؟ فقط احتمال بیشتری وجود داشت که مارگی شاخ گاو را بگیرد و مسئولیت زندگی او را بر عهده بگیرد.

من درک می کنم که چرا مردم مشتاق بازنشستگی هستند. بعد از 40 سال کار خسته شدی. بازنشستگی این فرصت را به شما می دهد که یک نفس عمیق بکشید و در نهایت زندگی را از آن خود بنامید. حتی در مواجهه با مشکلات، سبک زندگی به یک دوست گرم و دوست داشتنی تبدیل می شود.

اما موضوع اینجاست. بعد از یک یا دو سال، از آزادی بازنشستگی لذت خواهید بردکه اولین مرحله “ماه عسل” خسته کننده می شود یا نیاز به پول بیشتر شروع می شود. این فرصتی است که می توانید در مورد آنچه که می خواهید در بقیه زندگی خود انجام دهید، تصمیم بگیرید. قبل از اینکه خیلی خسته شوید و مغز و بدن شما برای انجام هر کار ارزشمندی آنقدر “لرزیده” شوند، آینده خود را تحت کنترل بگیرید. مال شماست

عمر سرویس به شدت افزایش یافته است. افراد بیشتری از خود مراقبت می‌کنند و رسیدن به 100 یا بیشتر غیرعادی نیست. بنابراین اگر در سن 65 سالگی (یا زودتر از آن) بازنشسته شوید، ممکن است 30 سال دیگر زندگی کنید.

لطفا اجازه ندهید سن تقویمی شما حکومت کند یا زندگی شما را خراب کند! در واقع سن «فقط یک عدد» است. ما موافقیم که درست است، اما اغلب وانمود می کنیم که آن را باور نمی کنیم، زمانی که انتخاب های زندگی را انجام می دهیم. چیزی که باید مورد توجه شما قرار گیرد، سن بیولوژیکی شماست – سلامت و سرزندگی سلول های شما. همانطور که قبلاً اشاره کردم من 92 سال دارم و راستش را بخواهید به تاریخ تولدم توجهی نمی کنم. من اخیراً یک آزمایش گسترده برای تعیین سن بیولوژیکی خود انجام دادم و آن 74 سال است. به من اعتماد کنید. نگاه شما به زندگی را تغییر می دهد. این به شما آزادی می‌دهد که جرات کنید، تمام احتمالاتی را که برایتان باز است کشف کنید.

شما می توانید پس از بازنشستگی زندگی دوم هدفمند و رضایت بخشی داشته باشید. شما می توانید و باید جادوی موفقیت را در سال های ارشد تجربه کنید. آیا هارلن سندرز، بنیانگذار فرنچایز مرغ KFC را به یاد دارید؟ وقتی تصمیم گرفت کسب و کارش را شروع کند، بچه نبود. مادربزرگ موسی را به خاطر دارید؟ اگر نمی دانید او چه کسی بود، برای الهام گرفتن از او در گوگل جستجو کنید. یا شاید گرت بویل، مدیر عامل شرکت Columbia Sportswear را می شناسید. او هر روز به مطب می رفت تا اینکه در ۹۴ سالگی فوت کرد. پیری حکم اعدام نیست. اعتماد به نفس داشته باشید؛ کاری که دیگران انجام داده اند، شما هم می توانید و شاید خیلی بیشتر!

رژیم لاغری سریع