نیمه شب را نگه دارید – الکس گری

برای آن دسته از خوانندگانی که مانند من لحظه شماری می کنند تا رمان بعدی ایان رانکین با بازی ربوس را به نمایش بگذارند، شاید نویسنده ای پیدا کرده باشیم که بتواند این آرزو را برآورده کند. اعتراف می‌کنم که قبلاً از الکس گری و سریال‌های او با DCI Lorimer آگاه نبودم، اما به اندازه کافی خوش شانس بودم که آنها را پیدا کردم – و اکنون تعداد انگشت شماری عناوین عقب‌خوان برای اضافه کردن به To-Be خود دارم. خواندن پشته قوطی.

در اسکاتلند، KEEP THE MIDNIGHT OUT بین زمان حال و بیست سال قبل حرکت می‌کند و دو قتل با فاصله‌ی چند دهه از یکدیگر را نشان می‌دهد که چنان شباهت‌هایی دارند که بازپرسی که شاهد هر دو قتل بوده، در لحظه مرگبار دژاوو با ترس می‌لرزد. DCI Lorimer در تعطیلات است. متأسفانه، مهلت کوتاه او در جزیره مول چیزی جز یک تعطیلات آرامش بخش است. جسد پسر جوانی در دریاچه ای نزدیک دریاچه ای پیدا می شود که پدر و پسری سعی می کردند یک روز را برای ماهیگیری سپری کنند.

شهر اسکاتلند که در آن این اتفاق افتاد بزرگ نبود و لوریمر به سرعت متوجه قتل شد. او به ویژه از این که پسر مقتول موهای قرمز داشت و قبل از انداختن به دریاچه بسته شده بود، ناراحت بود. تحقیقات بلافاصله شواهدی را نشان می دهد که مرد جوان شکنجه شده است. این که آیا این کار بدخواهانه انجام شده و به قصد تحمیل درد شدید یا بخشی از مراسم عجیب و غریب سادومازوخیستی بوده یا نه، چیزی بود که نیاز به بررسی بیشتر داشت.

کارآگاهی که به این پرونده منصوب شده است، استیوی کروزیر است. در ابتدا، او اصلاً خوشحال نبود که هیچ بخشی از پرونده را با DCI Lorimer در میان بگذارد، و مدتی طول می کشد تا متوجه شود که دانش لوریمر از پرونده بیست سال پیش برای حل پرونده در دست، بسیار مهم بود. لوریمر متوجه می شود که نه تنها قربانی شبیه به چیزی است که بیست سال قبل از آن تحقیق کرده بود، بلکه مستقیماً نشان می داد که همان قاتل پشت هر دو جنایت بوده است.

لوریمر و کروزیر همچنین می دانند که این نشان می دهد قاتل مرد جوانی نیست. همچنین به این واقعیت اشاره کرد که قاتل ممکن است به یک قایق دسترسی داشته یا مالک آن بوده است. این رمان بیست سال به عقب بازمی‌گردد تا نسخه‌ای جوان‌تر و کم‌تجربه‌تر از لوریمر را در حالی که او در حال انجام یک پرونده قتل است، نشان دهد. همچنین مسیرهایی وجود دارد که مستقیماً از ذهن قاتل خارج شده است – و آنها بسیار سرد کننده هستند. قاتل قطعاً مردان جوانی را که به نظر همجنس‌گرا به نظر می‌رسیدند، هدف قرار داد و قربانیان خود را قبل از کشتن آنها در معرض درد و رنج شدید قرار داد.

قاتل معاصر به اعتراف فکر می کند، اما مخفی شدن را انتخاب می کند، به خصوص زمانی که به نظر می رسد پدر آخرین قربانی مظنون اصلی است، و نمی تواند جذابیت پسرش را به مردان تشخیص دهد و به عنوان همجنس باز ظاهر می شود. قاتل ما دوست داشت مخفیانه به تاریکی برگردد و منتظر بماند اگر لوریمر و کروزیر بتوانند تکه های پازل را کنار هم بگذارند و توجه خود را به او معطوف کنند. وقتی بالاخره کسی را پیدا می‌کنند که هم با قربانیان فعلی و هم قربانیان سال 1995 یک مرد را دیده است، این شکست در پرونده‌ای است که منتظرش بودند. اکنون برای یافتن قاتل فقط تحقیقات بیشتری لازم است – بدون اینکه متوجه شویم که قاتل در همان نزدیکی است و ممکن است اول ضربه بزند.

عنوان رمان از خط آخر داستان گرفته شده است، زمانی که دی‌سی‌ای لوریمر با خود فکر می‌کند، «آیا روحش می‌تواند از همه چیز اوج بگیرد و پرواز کند و فقط روشنایی روز را ببیند تا نیمه‌شب را دور نگه دارد؟»؟ KEEP THE MID NIGHT OUT به خوبی نوشته شده، جو و اغلب متفکرانه است. الکس گری قطعاً نویسنده‌ای است که من دوباره به سراغش می‌روم تا اصلاحات یان رانکین خود را برای چند فیلم جنایی اسکاتلندی تسکین دهم!