موسیقی و حالت های خلسه

حلقه القای خلسه

در تمام موسیقی های رایج مانند راک، دنس و پاپ پدیده ای وجود دارد که حالت خلسه را به دیگری القاء می کند و به آن «حلقه القای خلسه» می گویند. اساساً یک “حلقه القای خلسه” توجه یا آگاهی به دام افتاده است که در یک حرکت دایره ای جریان دارد. به عبارت دیگر، “حلقه تولید ترنس” آگاهی است که در یک حلقه بازخورد گیر کرده است و مانند همه اشکال بازخورد، می توان آن را از نظر اعوجاج – یا در این مورد، اعوجاج ذهنی – با افزایش یا کاهش سیگنال افزایش یا کاهش داد. ورودی .

آ حلقه القای خلسه زمانی ایجاد می شود که مقدار معینی از تکرار ادراکی به اندازه کافی برای برانگیختن حالت تغییر یافته آگاهی حاصل شود. برخی از محققان خلسه این فرآیند را به عنوان آگاهی توصیف می کنند روبان، یا چرخه ای از آگاهی. اعتقاد بر این است که آسیاب کردن به تنهایی تنها شرط لازم و کافی برای القای وضعیت ذهنی منفصل است. بنابراین شما قبلاً می دانید که هیپنوتیزم کننده برای برانگیختن این رویداد در دیگری برای “اهداف درمانی” چه می کند، اما اکنون خواهید دید که چگونه ممکن است یک ترانه سرا همان “ترفند” را با استفاده از رسانه صدا اجرا کند.

موسیقی و حالت خلسه

ایجاد یک ترنس مناسب به 3 شرط نیاز دارد. اولی وجود حالت تفکیک ذهنی است. دوم تداوم سطح خلسه جدا شده است. و سوم نوع یا میزان تعویض و زمان بندی است. هر یک از این 3 عامل باید در طراحی شما وجود داشته باشند و متقابلاً تقویت شوند تا موسیقی آهنگ شما حساسیت لازم را به حالت خلسه در فرد شنونده ایجاد کند. همچنین استفاده صحیح از هر یک از این سه عامل بسیار مهم است، در غیر این صورت جذابیت و افزایش درک حسی موسیقی شما ماهیت خود را از دست داده و ارزش خلسه خود را حفظ نخواهد کرد. محققان ترنس کاملاً آگاه هستند که موسیقی شامل بسیاری از حلقه های نسل خلسه است که از چندین ریتم، ملودی و کلمات تشکیل شده است. با گوش دادن به یک ریتم یا ملودی خاص، وقتی به یک سطح خاص رسید، ملودی “یادگیری” می شود و یک سطح خلسه جدا ایجاد می شود. برای تثبیت حالت خلسه، باید یک حلقه تولید خلسه لایه‌ای اضافی متشکل از لایه خلسه تفکیک شده و حلقه تولید خلسه اصلی ارائه کرد.

نکته دیگر این است که صرف نظر از اینکه محتوای “حلقه ترنس” شامل مانتراهای مکرر، شعارها، تصاویر، ضربات طبل، کوبیدن یا کلمات مکرر باشد، با هر رسانه هنری می توان حالت خلسه ایجاد کرد، اگرچه برخی کارآمدتر از دیگران در آن تحقیقات ترنس همچنین نشان داده است که قدرت ترنس و مدت زمان آن به آن بستگی دارد عدد از تکرار و نه لزوما محتوای حلقه القای خلسه. در واقع، به نظر می رسد ماهیت مکانیکی خلسه مستقل از محتوای حلقه القا کننده خلسه عمل می کند. بنابراین اگر فکر می‌کنید موسیقی شما بد است، نگران نباشید، می‌توانید با پیروی از این پیشنهادات، آن را اصلاح کرده و خاطره‌انگیز کنید.

پس از ایجاد حلقه القای خلسه، یک ثبات قدرت خلسه برای حفظ حالت خلسه ضروری است، به این معنی که هر قسمت از آهنگسازی باید هر قسمت دیگر را تقویت کند. این در قلب تکنیکی است که من آن را “ترانه سرایی هیپنوتیزم” می نامم. در ترانه سرایی هیپنوتیزمی، هنگامی که تمام محتوای یک آهنگ برای مرتب سازی در دسترس است، اصل راهنما باید تقویت عناصر هیپنوتیزمی آن با از بین بردن هرگونه ناسازگاری ممکن بین اشعار و موسیقی باشد. حتی در متن اشعار می توانید تعدادی از تضادها را بین یک سطر و خط دیگر یا بین شعر و کر پیدا کنید. به همین ترتیب، ممکن است موسیقی نیز نیاز به تغییر داشته باشد. در برخی موارد، ریتم ممکن است کاملاً درست نباشد زیرا به نوعی با ملودی تداخل دارد یا برعکس.

با بررسی دقیق هر بخش از آهنگ از نظر موسیقایی و شعر، و ایجاد تغییرات مناسب برای حفظ یکپارچگی پیام متنی و ارائه موسیقی، متوجه خواهید شد که آنچه در ابتدا برای یک آهنگ داشتید به یک ترکیب هیپنوتیزمی موفق تبدیل شده است. اما دقیقا چه کردید؟ تنها کاری که برای حفظ و تعمیق حالت خلسه انجام دادید این بود که عناصر خلسه منفی را حذف کنید و عناصر مثبت را با عناصر اضافی تقویت کنید. حلقه های ترنس با تعداد تکرار معقول

به طور کلی موسیقی دستگاهی برای القای ترنس بسیار موثر است زیرا تکرار ساختن با سازها بسیار ساده تر است و معمولاً در مقایسه با موسیقی تکراری آوازی بسیار قابل تحمل تر است. با این حال، همیشه استثناهایی وجود دارد، مانند کر تکراری در انتهای برخی آهنگ ها که بسیار هیپنوتیزم کننده است. با این حال، در مورد موسیقی دستگاهی، باید آن را از نظر ریتمیک پیچیده، در صورت امکان متریک نامتقارن و نسبتاً کند، بدون تغییر سریع و نه خیلی بلند بسازید. اما بسته به ژانر موسیقی و انتظارات مخاطب، صدای بلند نیز می تواند خوب باشد.

موسیقی تکراری نباید خسته کننده باشد، بنابراین باید آن را جذاب کنید. این به نوبه خود به این معنی است که شما باید به آن تکرارهای زیادی بدهید، ساختارهای موسیقی به آرامی در حال تکامل، نوارهای بلندتر، سنکوپاژهای عجیب و غریب و مجموعه های نامنظم از الگوهای ریتمیک. اگر به وضوح بیشتری در مورد منظور من نیاز دارید، از این موارد اشاره کنید مینیمالیست ها آهنگسازان: تری رایلی، استیو رایش، فیلیپ گلس. رابرت فریپ از کینگ کریمسون و موسیقی کلاسیک هند.

در اصل، هدف از رویکرد ترانه سرایی هیپنوتیزمی که در اینجا توضیح دادم، جلب توجه ذهن خودآگاه و منحرف کردن آن از موسیقی با جلوگیری از سرگردانی آن با افکار مختلف در اطراف است. این به ما این امکان را می دهد که مستقیماً با ناخودآگاه ارتباط برقرار کنیم. بنابراین، با استفاده از برخی از اطلاعاتی که در اینجا به شما داده‌ام، اگر نگوییم تمام اطلاعاتی که در اینجا به شما داده‌ام، با گذشت زمان باید بتوانید صدا و فرمول‌های خاص خود را برای خلق آهنگ‌هایی که دیگران نمی‌توانند از ذهنشان بیرون بیاورند، کشف کنید.

شش مرحله خلسه

اکنون که می دانیم حالت خلسه چگونه از نظر تشریحی ساخته می شود، اجازه دهید تأثیرات چنین حالتی را بر ذهن انسان تحلیل کنیم. خوشبختانه، محققان دریافته اند که 6 مرحله خلسه قابل شناسایی وجود دارد که مستند شده است و من می خواهم اکنون آنها را با شما به اشتراک بگذارم. حالت خلسه را می توان به شش مرحله مختلف تقسیم کرد که هر کدام ویژگی های خاص خود را دارند. در کتاب هیپنوتیزم: اسرار ذهناین مراحل به شرح زیر تعریف می شوند:

مرحله 1: بی حالی و آرامش اولیه.

مرحله 2: بیماران در گروه های عضلانی خاصی دچار کاتالپسی می شوند… همچنین ممکن است احساس سنگینی یا شناور بودن کنند. مانند سطح 1، این سطح یک خلسه سبک در نظر گرفته می شود.

مرحله سوم: خلسه متوسط، و همچنین تجربه کاتالپسی، بیمار را می توان فریب داد تا بو و مزه متفاوتی داشته باشد.

سطح چهار: خلسه میانی عمیق تر، هیپنوتیزم کننده می تواند فراموشی – از دست دادن حافظه – را در بیمار ایجاد کند. این را می توان با پیشنهادات پس از هیپنوتیزم استفاده کرد تا اطمینان حاصل شود که ضمیر خودآگاه بیمار در کار ضمیر ناخودآگاه دخالت نمی کند. از دیگر پدیده ها می توان به بی حسی – بی حسی – قسمت هایی از بدن و بی دردی – حالت بی درد اشاره کرد.

مرحله پنجم: خلسه عمیق خفیف که اغلب با توهمات مثبت همراه است. این بدان معنی است که هیپنوتیزم کننده می تواند بیمار را فریب دهد تا چیزی را ببیند یا بشنود که در آنجا نیست.

سطح شش: عمیق ترین سطح خلسه، بیماران ممکن است بیهوشی را تجربه کنند… پدیده دیگر توهم منفی است، زمانی که می توان بیمار را مجبور کرد چیزهایی را که واقعاً وجود دارد نبیند یا نشنود. خواب آلودگی – یا راه رفتن در خواب – نیز می تواند در این مرحله رخ دهد.

ترنس “منطق”

وقتی ضمیر خودآگاه در حضور یک یا چند حلقه مولد خلسه قرار می گیرد، منطق خلسه جلوه هایی مانند مهار تفکر انتقادی، پردازش فکری، قضاوت، حافظه دقیق و تصمیم گیری را ایجاد می کند. علاوه بر این، آگاهی بدن کاهش می یابد و ممکن است بی دردی وجود داشته باشد. درون نگری افزایش یافته و ممکن است توهم وجود داشته باشد. در خلسه عمیق، منطق خلسه به شدت در ذهن کار می کند و کمتر در حالت های خلسه سبک تر.

در اینجا لیست دقیق تری از علائمی است که “منطق خلسه” را توصیف می کند. این تنها برخی از علائمی است که شنوندگان شما ممکن است در حالت خلسه خفیف تجربه کنند:

1. قضاوت انتقادی کاهش یافته یا مختل می شود

2. تغییر در احساسات آگاهی بدن وجود دارد

3. افزایش تفکر تحت اللفظی و تفکر فرآیند اولیه (تصاویر و نمادها نسبت به کلمات) وجود دارد.

4. Hypermnesia یا افزایش بازیابی حافظه درک شده. یا فراموشی، فراموشی انتخابی

5. غیرفعال کردن یا محدود کردن اراده

6. احساس نادرست از واقعیت

7. زنده ماندن یا توهم

8. توجه ثابت

9. مشارکت در فرآیندهای درونی یا تماس با ناخودآگاه.

10. سایر تغییرات شناختی