فکر انرژی است – رابطه آن با تابش الکترومغناطیسی توضیح داده شده است

تئوری های متعددی برای توضیح پدیده تفکر و فرآیندهای مرتبط وجود دارد. نه تنها انسان ها، بلکه گیاهان نیز دارای فرآیندهای فکری هستند. بدون شک انسان قادر به کاوش در فرآیندهای فکری، به ویژه اندیشه انسان است. در مقاله قبلی خود به این موضوع پرداختیم که چگونه زندگی انسان نفی نیروهای گرانشی است. اکنون خواهیم دید که افکار چگونه انرژی هستند. اگر چنین است، چگونه با تابش الکترومغناطیسی مرتبط است

جی کریشنامورتی، متفکر-فیلسوف بزرگ هندی، همیشه مدعی است که تفکر انرژی است. انرژی عظیمی برای نفی هر فکری مورد نیاز است، که گواه محکمی است که افکار نوعی انرژی هستند. او همچنین مدعی است که تفکر مربوط به زمان است. بنابراین زمان نیز نوعی انرژی است و حرکات مختلف در زمان فقط تغییر انرژی است. در این مقاله خواهیم دید که چگونه این انرژی با اجزای مختلف تشعشعات الکترومغناطیسی مرتبط است.

محققان ادعا می کنند که انسان در بدن خود نیروی مغناطیسی به نسبت های مختلف در بدن خود دارد. به همین دلیل است که برخی از افراد جذاب تر هستند و افراد فقط هوس دیدار با آنها و صحبت کردن با آنها را دارند. امواج فکری بینندگان بزرگ به طور خودکار افراد را از هم جدا می کند. من چنین تجربه ای داشتم وقتی که یک قدیس بزرگ را از دور دیدم. وقتی قدیس برخاست احساس می کردم دارم از روی زمین بلند می شوم. به همین ترتیب، بدن انسان نیز به دلیل انرژی های مختلفی که از غذایی که می خوریم تامین می شود، دارای انرژی الکتریکی است. این اساس نظریه زیر است که انسان دارای تابش الکترومغناطیسی در قالب افکار مختلف است.

1. انرژی حرارتی (طیف مادون قرمز)

اولین سوال این است: «منبع انرژی که اندیشه را می سازد چیست؟» بدون شک، خلقت بدن فیزیکی زمانی صورت می گیرد که تخمک حاوی اسپرم مرد منجمد شود. این به مقداری انرژی خارجی نیاز دارد و بیایید فرض کنیم که اکسیژن در بدن این گرما را برای یخ زدن می دهد. بنابراین انرژی حرارتی نیاز اساسی برای تولد یک موجود زنده است.

این گرما برای یک عمر مورد نیاز است. غذایی که می خوریم گرما را فراهم می کند و زندگی را ادامه می دهد. وقتی گرما از بین برود مرگ نامیده می شود و دیگر حرکتی وجود ندارد.

برای هر موجود زنده ای، غذا اساسی ترین نیاز برای به دست آوردن گرمای مورد نیاز برای زندگی است. در سنین بالا، همین انرژی گرمایی میل جنسی را ایجاد می کند و تولیدمثل گونه های مختلف بی انتها ادامه می یابد.

بنابراین، LIFE در قسمت مادون قرمز طیف الکترومغناطیسی آغاز می شود. این اساسی ترین نیاز همه موجودات زنده ای است که برای بقای خود هوس غذا می کنند.

افکار همه موجودات زنده همیشه حول این دو نیاز اساسی می چرخد: 1. غذا و 2. رابطه جنسی. برای لحظه ای بحث میل جنسی را کنار می گذاریم و به ولع غذا می پردازیم. غذا انرژی لازم را به صورت گرما آزاد می کند. شخصیت و کالیبر یک فرد به غذایی که می خورد بستگی دارد.

این فکر همچنین با غذایی که می خورد متفاوت است. انسان ترجیح می دهد انرژی حرارتی را بر اساس نیاز خود بگیرد و بنابراین افکار با طیف های IR مقایسه می شوند. محل عمل آن شکم است و به AGNI (آتش) معروف است. این آگنی همیشه می سوزد و انرژی لازم را به بدن می دهد. گسترش این آتش، میل جنسی است. موفقیت یا شکست هر موجود زنده ای به کارایی استفاده از این انرژی بستگی دارد.

2. نور.

بعد نور می آید. بخش بصری طیف انرژی نور و اشعه ماوراء بنفش توسط خورشید، پدر منظومه شمسی ما تامین می شود. آفتاب همچنین به شکل ویتامین ها و انرژی حیاتی تغذیه می کند. وقتی می گوییم نور، ضروری است که به اهمیت بینایی اشاره کنیم. بینایی نتیجه مستقیم نور خورشید است که ارگانیسم های داخلی بدن مانند گوش و چشم را فعال می کند. از این رو ما قادر خواهیم بود نقش نور را در هستی ببینیم.

3. اشعه ایکس

ممکن است به نظر برسد که زندگی انسان فقط از گرما و نور برای وجود خود استفاده می کند که این درست نیست. برخی از افراد چشم‌های نافذی دارند که درون فرد مقابل را سوراخ می‌کند. مانند یک اشعه ایکس که زیرساخت یک کریستال را بررسی می کند، یک بیننده می تواند آنچه را که در ذهن مرد دیگر می گذرد بخواند. بنابراین می توان گفت که او در ذهن متفکر خود دارای اشعه ایکس است.

4. پرتوهای کیهانی:

این مهم ترین و جالب ترین جنبه این مقاله است. ما می دانیم که افراد خاصی دارای قدرت های فوق العاده ای هستند. اعتقاد بر این است که آنها مقداری قدرت کیهانی دارند. شما می توانید انرژی تابش کنید و در نتیجه افراد دیگر را جذب کنید. بینندگانی مانند رامانا ماهاریشی نمونه‌های بارز چنین قدرت کیهانی هستند. شما زندگی معمولی یک فرد معمولی نیستید، بلکه یک زندگی خارق العاده است که مردم عادی نمی توانند آن را درک کنند.

مانند هر انرژی دیگری، فکر (انرژی) در بدن انباشته می شود. تمام اعمال یک موجود زنده را می توان با کاهش انرژی فکر توضیح داد. چنین اعمالی به نیازهای بدن و دستورات مغز بستگی دارد.

برای تجمیع:

1. غذا انرژی گرمایی می دهد و انرژی انباشته شده و مصرف شده توسط فکر و عمل در طیف مادون قرمز قرار می گیرد. ما نمی توانیم از آنها انتظار نور و خرد زیادی داشته باشیم.

2. افرادی که می توانند هم ظاهر و هم به بیرون را ببینند، از قدرت نور بسیار خوبی برخوردارند و می توانند به همه چیزهایی که می بینند، نور بیشتری بتابانند. در واقع، زندگی خود بازتابی از یک طراحی هوشمندانه استادانه است که قادر به نفوذ و همچنین دیدن فراسوی مکان و زمان است (اصل پنجم فلسفه کل نگر). بنابراین این می تواند به عنوان بخش قابل مشاهده از طیف الکترومغناطیسی در نظر گرفته شود.

3. برخی افراد می توانند به قلب مردان دیگر راه پیدا کنند و آنچه در ذهنشان است را به آنها بگویند. چنین افرادی دارای ذهن اشعه ایکس هستند و قادر به دیدن فراتر از ماده هستند و بنابراین این جنبه از تفکر را می توان به عنوان اشعه ایکس طیف طبقه بندی کرد.

4. بینندگانی هستند که قدرت های کیهانی عظیمی را در اختیار دارند و تشعشعات هوشمندی را پخش می کنند تا اطرافیانشان سعادت عظیمی را تجربه کنند. این جنبه از زندگی در دسته پرتوهای کیهانی قرار می گیرد.

بنابراین می بینیم که دامنه های مختلف تابش الکترومغناطیسی به نسبت های مختلف در بدن انسان توزیع می شود. این به خود فرد بستگی دارد که بفهمد کدام قسمت از طیف را بیشتر دارد، باید از کدام یک استفاده کند و بر اساس آن عمل کند.

لازم به ذکر است که فقط قسمت مادون قرمز به غذای بیشتری نیاز دارد و با محتوای انرژی (بسته به سلامت فرد مانند قدرت گوارش) نسبت مستقیم دارد، در حالی که در قسمت های دیگر غذا باید کاهش یابد و از طریق یوگا قدرت ذهنی و اخلاقی به دست آید. مدیتیشن و سایر اعمال اخلاقی شخصی

من این مقاله را با این اطلاعات می بندم که هیچ مدرک تجربی برای حمایت از استنباطات فوق ارائه نشده است. اما چنین شواهدی ممکن است در دسترس باشد و می توان از مراجع مختلف به دست آورد. خوانندگانی که محتوای انرژی نور بیشتری دارند می توانند چنین مراجعی را بیاورند، کسانی که محتوای اشعه ایکس بیشتری دارند می توانند در مورد این موضوع تحقیق کنند و کسانی که دارای قدرت کیهانی هستند می توانند چنین دانشی را به دیگران منتقل کنند.