روح آب و تأثیرات در مطالعه آب

ian: روح آب چیست؟ آیا آب روح دارد؟ همانطور که می دانیم، چیزی آگاهانه است. مطمئناً حیات دارد و قطعاً ویژگی‌های جسمانی دارد، اما روح آن چیست و این تجربه شخصی من است، روح آب می‌تواند همان روح واقعی بشریت باشد.

کوین: وای.

ian: و این همان چیزی بود که مرا به «شاید آب انسان اصیل باشد» سوق داد. ما نباید برای استخوان های سنگ شده عجله کنیم. این جالب است، اما ما فقط زمانی به دنبال استخوان های فسیل شده می گردیم که معتقد باشیم انسان فقط یک موجود فیزیکی است. اما اگر فکر کنیم که یک انسان به طور طبیعی بدن فیزیکی دارد که 70 درصد آن آب است، که باید به ما هشدار دهد که ممکن است کاری با آب داشته باشیم، پس حیات در آن وجود دارد، زیرا “سلام”، ما زندگی هستیم. . و وقتی کسی بمیرد، زندگی ندارد، پس حیات هست. ما کم و بیش هوشیار هستیم. امیدواریم که ما هوشیارتر شویم و طبیعت را به عنوان معلم خود در نظر بگیریم و چیزی غیرقابل تعریف فراتر از آگاهی وجود دارد که آگاهی را هدایت می کند، که ذهن یک فرد است، و من معتقدم – خوب، فکر نمی کنم من بدانم – آب همه آن خواص خوب را دارد. . و ما بیشتر و بیشتر از تحقیقات آکادمیک از دانشگاه ها حمایت می کنیم، که فوق العاده است.

کوین: خوب، نظر شما در مورد کار شخصی مانند دکتر چیست؟ ماسارو ایموتو؟

ian: خب، ایموتو کار آموزشی فوق العاده ای انجام داد. من شخصاً او را ندیده‌ام اما جان ویلکس در کنفرانس‌های مختلفی شرکت کرده است و فکر می‌کنم دنیا به کارهای ایموتو نگاه خواهد کرد و از او برای کارهای آموزشی و نحوه ارتباط دادن مردم، به‌ویژه احساساتشان، به زیبایی Emoto بسیار تشکر خواهد کرد. آب و حساسیت آب را حساس کرده است.

کوین: درست.

ian: به گفته جورج آدامز که در دهه 1950 با این مفاهیم کار کرد تا ریاضیات را از نظر ریاضی پیش ببرد، فکر می کنم گروه های زیادی هستند که 80 سال است که به طور علمی با مفهوم او کار می کنند، به ویژه از ایده های رودولف اشتاینر شروع می شود. – ریاضیات بسیار پیچیده – از اشکال موجودات زنده برای نشان دادن اینکه طبیعت به صورت ریاضی با درجه دقت بیشتری کار می کند، و این توسط لارنس ادواردز که 40 سال از سال 1960 را صرف مطالعه سوسک ها و تخم ها و اشکال ریاضی خاص آنها کرد، بیشتر توسعه یافت. سلامتی آنها، بنابراین کار زیادی وجود داشت، و بخشی از کار گروه من این است که جهان را در مورد آن آگاه کنم، زیرا این کار فقط توسط تعداد کمی از افرادی که به صورت خصوصی کار می کنند انجام می شود.

کوین: آنها ملاقات کرده اند –

ian: هدف موسسه آب شفابخش، یکی از اهداف ما آموزش ساده به مردم در مورد این مجموعه فوق العاده غنی از اطلاعات و روش هایی است که از یک ایده رشد کرده است.

کوین: شما چند بار به اشتاینر اشاره کردید. چرا آن را برای افرادی که ممکن است ندانند این کیست و پیامدهای آن چیست توضیح نمی دهید؟

ian: بله، او مانند کارل یونگ یا انیشتین است. او در آن سطح است. کار او بسیار بسیار مدرن است و شاید یک قرن از خودش جلوتر بود، بنابراین اکنون مردم او را بهتر و بهتر درک می کنند زیرا تفکر سیال تر و کمتر معدنی می شود و این افراد به مفاهیمی در مورد ارواح به عنوان یک واحد باز می شوند، نه به عنوان یک واحد. چیز واقعی . ذهن فقط یک مفهوم انتزاعی واهی نیست، بلکه منبع خلق انواعی است، و خواهید دید که کار روپرت شلدریک با زمینه‌های ریخت‌شناسی، او – من دقیقاً نمی‌دانم او با این کار چه قصدی داشته است. به جای توجه به مردم در مورد این واقعیت است که منابع خلاقیت وجود دارد. بنابراین رودولف اشتاینر بیشتر آن زمان را به عقب برگرداند.

او که در سال 1861 متولد شد و در سال 1925 درگذشت، دانشمند و هنرمند برجسته ای بود و زندگی خود را صرف جستجوی واقعیات عمیق تر طبیعت و انسان کرد تا مجموعه ای شگفت انگیز از دانش و روش هایی را برای بیرون آمدن با آنچه امروزه بیومیمیکری نامیده می شود ایجاد کند. بنابراین او پشت مدارس والدورف ایستاد، که بزرگترین جنبش آموزش جایگزین در جهان امروز است که بیش از هزار مدرسه در سراسر جهان دارد. او پشت بیودینامیک است، که اکنون به عنوان یک روش کشت بیشتر در بسیاری از نقاط جهان مطرح است. ما پرماکالچر داریم، کشاورزی ارگانیک داریم، ما کشاورزی معمولی داریم که در آن اساساً از ضایعات نظامی بیشتری برای کار در زمینه خود استفاده می کنید و چهارمی به نام بیومیمتیک وجود دارد که اکنون در هند به حدی تبدیل شده است که توسط گاندی فرض شده است. حرکت در آنجا که ظرف ده سال هر روستا در هند به کار بیونامیکی می‌پردازد.

کوین: واقعا – جدا؟

ian: بله یک دی وی دی فوق العاده به نام How to Save the World هست که باید تهیه کنید. شما می توانید آن را از Cloud South Films در http://www.howtosavetheworld.co.nz دریافت کنید و یکی از جوایز بخش جشنواره فیلم جکسون هال، جشنواره فیلم محیطی سال گذشته 2007 را به دست آورد و فیلم فوق العاده ای است، http: //www.howtosavetheworld.co.nz و بیودینامیک، یک روش بسیار مهم کشاورزی، کشاورزی ارگانیک را در اینجا چند قدم جلوتر می برد.

بنابراین همه جنبه های زندگی، در واقع رودولف اشتاینر برای آنها بسیار مسیحی بود و پاسخ هایی می داد، پاسخ های عملی برای افرادی که برای انجام کارهای خوب به سر کار می رفتند.

کوین: چه تأثیری بر کاری که انجام دادید داشت؟

ian: خوب، رودولف اشتاینر، یکی از شاگردانش – چون بود – شاگردانی داشت که به آنها یاد می داد چگونه فکر خود را تجدید کنند و چگونه ادراک خود را تجدید کنند، بنابراین از نظر من او خیلی جلوتر از سال های خوب بود، او هم همینطور بود. کسی مثل اون بنابراین او زندگی بسیار قوی و برای یک زندگی بسیار روشن داشت و در آسیا او را به عنوان یک استاد به حساب می آوردند. در واقع در هند، مکالمه در مورد ماهاریشی اشتاینر نیز این کار درونی را داشت و او چند نفر را به سمت او می‌آمد و می‌گفت: “لطفاً به من کمک کن آنچه را که داری توسعه دهم” و یکی از آن همراهان جورج آدامز بود که کمبریج درخشانی بود. شیمیدان و ریاضیدان دانشگاه. و این جورج آدامز سپس این مطالعه ریاضی طبیعت را در میان چیزهای دیگر انجام داد، و جان ویلکس شاگرد او و همچنین همکار او بود، زیرا جان مجسمه‌ساز آکادمی جهانی لندن است و بنابراین به اندازه کافی در مورد ریاضیات طبیعی، ریاضیات کد مسیر می‌دانست. من با جورج کار کردم تا برخی از این سطوح اولیه را در اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 بسازم که در آن سطوح ریاضی وجود داشته باشد.

متأسفانه جورج آدامز در سال 1963 درگذشت و بنابراین کار پیشرفت چندانی نکرده است، اما ما برخی از آن را در ارتباط با Flow Forms انجام داده ایم. بنابراین به نوعی به عقب برمی گردد، رودولف اشتاینر و جورج آدامز، جان ویلکس و افراد دیگر.

کوین: و شما همچنین در مورد ویکتور شوبرگر صحبت می کنید.

ian: بله، شوبرگر فوق العاده است زیرا اشتاینر به یوهان ولفگانگ فون گوته، که این نابغه جهانی آلمانی است، برمی گردد، و جالب بود که حدود ده سال پیش انجمن آمریکایی و روانشناسی یا برخی از این گروه ها مطالعه ای در مورد همه چیزهای شناخته شده تاریخی انجام دادند. اعداد دارد و روشی برای محاسبه ضریب هوشی از آنها داشتند و فردی که بالاترین ضریب هوشی را در تاریخ داشت این مرد گوته بود. او در حوالی سال 1800 یا در اواخر دهه 1700، زمانی که تنها 25 سال داشت، نخست وزیر یکی از ایالت های آلمان بود و اساساً نیوتن و شکسپیر در یکی از ایالت های فرهنگ آلمانی بودند.

کوین: خوب.

ian: و او علمی داشت به نام علم منطقی پدیدار، که در آن انسان را به عنوان ابزار علمی توسعه دادید و سطح بالایی از عینیت و مشاهده و تفکر را توسعه دادید، و بنابراین این یک کل دنیای علم است که متأسفانه توسط اوتانیون دیکارتی رد شده است. علم، اما این علمی است که ما باید آن را بپذیریم، و رودولف اشتاینر این کار را انجام داد و توسعه داد. بنابراین شوبرگر نیز از گوته شروع کرد و مهارت‌های خارق‌العاده‌ای را در مشاهده طبیعت و یادگیری از ذهن زنده‌ی خود توسعه داد، او این فناوری‌های مختلف را ایجاد کرد که به نظر می‌رسد قادر به تولید انرژی بدون آلودگی هستند و بسیاری از جنبه‌های دیگر که اکنون مردم در سوئد روی آن کار می‌کنند. استرالیا.

کوین: درست است، و بنابراین شما – اساساً از آنچه شما گفتید حدس می زنم – که مدل توسعه علمی شما این است که ابتدا به طبیعت نگاه کنید و از نوع تقلیل گرایانه استفاده نکنید.

ian: دقیقاً، من فکر می کنم رویکرد تقلیل گرایانه بسیار منطقی است. نکته این است که مانند اداره یک تجارت است: شما یک کسب و کار را اداره می کنید یا کسب و کار را اداره می کنید.

ian: و در مورد تفکر تقلیل گرایانه نیز همین گونه است، که همه چیز را به بخش های کوچکتر و کوچکتر تقسیم می کند و در این فرآیند بسیار بسیار هوشمندانه می شود. خوشبختانه، در چند دهه گذشته، ما از کل موضوع برابری علم شکسته‌ایم و اکنون در نقطه‌ای هستیم که اساتید تبتی می‌دانستند که علم مدرن نیز در حال ورود به آن است. اما ما همچنان در حال ساخت یک ابزار با عرض کیلومتر در کوه های آلپ سوئیس برای سنجش کیفیت هستیم. ما تازه آن را فراموش کرده بودیم، و یک داستان کامل پشت آن وجود دارد که به گالیله برمی گردد. ما فراموش کرده‌ایم که انسان می‌تواند یک شی، ابزار معرفت باشد و به همین دلیل است که به تفکر انسان اعتماد نمی‌کنیم و علم را تنزل می‌دهیم و همه این سیستم‌ها را برای بررسی آن در جای خود قرار داده‌ایم، فراموش می‌کنیم که اساساً وجود دارد. ، تفکر انسان آغازی است که جرأت نکرد و همه سیستم ها را راه اندازی کرد. بنابراین این یک ملیله بافته شده بسیار جالب است که ما را از مسیر خودمان پایین می برد و به این دنیای مخربی که برای خود ساخته ایم، می برد.

کوین: درست.

ian: راه دیگری برای فکر کردن وجود دارد، و فکر می کنم که راه حل های دیگری نیز ممکن است پیدا کند.