تولد پر جنب و جوش – زندگی پر جنب و جوش: ریشه های تروما در هنگام تولد

به خوبی شناخته شده است که روند زایمان می تواند برای نوزاد دشوار و آسیب زا باشد. در اینجا به جزئیات بیشتری در مورد الگوهای مختلف خواهیم پرداخت که اگر درمان نشوند، با بزرگ شدن به رفتار عادی و تحریف شده ما تبدیل خواهند شد.

از لحظه ای که باردار می شویم، یک میراث ژنتیکی از الگوهای اجدادی تحریف شده پدر و مادر را در درون خود داریم. هر نسلی این فرصت را دارد که این الگوها را تغییر دهد، اما به شرطی که از آن آگاه باشد. اکثر مردم از این امکان بی خبرند و معتقدند که این الگوها به سادگی بخشی از طبیعت آنهاست. از نظر طراحی انسانی، تأثیر قوی مریخ از نظر ژنتیکی انرژی پدر را به همراه دارد که باید تغییر کند. تنها از طریق این دگرگونی می‌توانیم آن‌گونه که واقعاً هستیم زندگی کنیم و از حقیقت درونی خود پیروی کنیم.

هر یک از ما در این زندگی کاری داریم که باید انجام دهیم، اما اگر سطحی از آگاهی، رشد و شفا را در اینجا پیدا نکنیم، می‌توانیم از تحول و پتانسیل واقعی خود غافل شویم. هر سلول در بدن با یک فرکانس ارتعاش می‌کند و اگر بتوانیم فرکانس سلول‌هایمان را افزایش دهیم، می‌توانیم با سیاره و هدفمان در اینجا طنین‌اندازی کنیم. اگرچه همه ما با یک الگوی ژنتیکی خاص متولد شده‌ایم، اما همیشه راه‌هایی برای افزایش فراوانی آن الگو وجود دارد تا بتوانیم آن را به درستی زندگی کنیم، نه اینکه زمانی که با هم هماهنگ نیستیم، زندگی سختی داشته باشیم. همانطور که نقش ژنتیکی واقعی خود را زندگی می کنیم، متوجه می شویم که برای چه چیزی اینجا هستیم، به چه چیزهایی علاقه مندیم، چه چیزی بیشتر مورد علاقه ماست. و با انجام کار خودمان فرکانس کلی سیاره را افزایش می دهیم.

برخی از الگوهای مهمی که می پوشیم دقیقاً همان چیزی است که فکر می کنیم هستیم. اینها باید قبل از اینکه بتوانیم واقعاً درست و خودآگاه باشیم، دگرگون شوند.

1. نیاز مادر؟
در حالت ایده آل، همه نوزادان باید توسط هر دو والدین دعوت شوند. هنگامی که والدین از طریق شراکت برآورده نمی شوند، یک راه حل این است که شکاف را با یک نوزاد دوست داشتنی پر کنید. این هرگز پاسخی نیست و بار سنگینی را بر دوش نوزاد می‌گذارد، که اساسا برای کمک به بهبود روابط والدین باردار و متولد شده است. هر کودکی با این الگو همیشه به دنبال امنیت یک پایه محکم در زندگی خود است. این می تواند به شکل ازدواج با کسی باشد که به کسی برای دوست داشتن نیاز دارد و همچنین پایه بسیار محکمی را فراهم می کند.

2. شناخته نشده است؟
حدود 70 درصد از زایمان ها به صورت دوقلو شروع می شود. مادر به طور ناخودآگاه با یک جنین خاص همذات پنداری می کند حتی زمانی که دو جنین ریز وجود داشته باشد. اگر یکی از جنین های در حال رشد ترک کند و مادر قبلاً با آن یکی پیوند داشته باشد، جنین باقی مانده احساس می کند که مورد توجه قرار نمی گیرد. در اینجا دو پویایی برای نوزاد زنده مانده وجود دارد. اولین مورد این است که آنها ناگهان احساس تنهایی، رها شدن و ناشناخته شدن می کنند، زیرا مادر با دوقلوی دیگر که درگذشته پیوند دارد. دوم این که دوقلو زنده‌مانده برای دوقلو متوفی به خاطر خوردن غذایی که دوقلو بازمانده نیاز دارد، بسیار ناراحت است.

هنگامی که کودک به دنیا می آید، آنها این رنجش را به خواهر یا برادر بزرگتر یا کوچکترشان منتقل می کنند. ممکن است مادر تعجب کند که متوجه شود این کودکی نیست که ناخودآگاه انتظارش را داشت. نوزاد قدردانی را که در طول بارداری احساس کرده است، احساس خواهد کرد. این الگو با والدین، خواهر و برادر یا شریک زندگی خلاصه می شود. هنگامی که آن والد، خواهر یا برادر یا شریک زندگی می میرد، به سادگی به دیگری فرافکنی می شود. همیشه شخص دیگری وجود دارد که از آنها می گیرد – و نمی تواند پس بدهد (اغلب از نظر مالی). حقیقت این است که در حالی که منابع در رحم محدود بودند، نیازی به محدود شدن در دنیای واقعی ندارند.

3. خواسته یا نه؟
اگرچه بسیاری از مردم «باردار هستند»، زایمان ناخواسته یا تصادفی روش سالمی برای بچه دار شدن نیست. یک نوزاد باید برنامه ریزی شده و آگاهانه توسط هر دو والدین مورد نظر باشد تا در محیط مناسب و پرورش دهنده قرار گیرد. حتی اگر والدین از اینکه نوزادی در راه است خوشحال هستند، اما این جدایی ناخودآگاه والدین را در چند هفته اول از بین نمی برد. بچه هایی که با این الگو به دنیا می آیند اغلب در خانه دوستشان هستند، شب می مانند و به آن والدین وابسته می شوند. آنها سعی می کنند زیاد مطالبه گر نباشند و هر کاری را برای خودشان انجام می دهند زیرا احساس می کنند مجبور هستند. این یک مکانیسم بقا برای آنها است. اینها می توانند کودکانی باشند که قبل از مهدکودک به مهدکودک می آیند تا والدین بتوانند هر دو کار کنند. در روابط بعدی، هرگز از استحکام شراکت مطمئن نیستند و نیاز به اطمینان دائمی از ارزش خود نزد شریک دارند.

4. دوقلو گم شده؟
یکی دیگر از دوقلوهای دینامیک، اگرچه این جایی است که دو جنین به هم پیوند می خورند. یکی از دوقلوها در حال رفتن است و دیگری “بهترین دوست” بالقوه را از دست داده است. پس از تولد، این دوقلوی زنده‌مانده با یک خواهر یا برادر، یک پدر و مادر، یک دوست در مدرسه پیوند می‌خورد، هرکسی که احساس می‌کند می‌تواند رابطه نزدیکی با دوقلو گمشده‌اش داشته باشد. آنها فقط با بهترین دوست خود ازدواج می کنند تا رابطه برای دیگری خفه کننده باشد، یا اگر هر دو زخم یکسانی داشته باشند، برای هر دو خفه کننده است. شما همچنین می توانید ببینید که هیچ الزام آور وجود ندارد. آن شناخت اولیه فقط یک مرحله بود، زیرا این شخص دیگر هم زخم دوقلو داشت. در یک دینامیک دوقلو همیشه یک پیوند دوگانه وجود دارد. برای درمان پیوند مضاعف کاری از دست ما برنمی آید، اما آگاه باشید و زمانی که از الگوی آن آگاه شدید، منتظر معجزه ای باشید که همیشه ظاهر می شود.

5. توهم
خیانت واقعی الگوهای هذیانی و جدایی این است که توسط مداخلات بیرونی تحمیل می شوند. هنگامی که یک زوج پس از مصرف زیاد مشروبات الکلی یا مصرف مواد مخدر باردار می شوند، «اثر دارو» روی نوزاد نقش می بندد و اغلب در بدو تولد از طریق روش هایی مانند سزارین و درمان های شیمیایی درد تکرار می شود. از همین زخم است که مشکل «خاطرات دروغین» سرچشمه می گیرد. ما در سلول های بدن به یاد می آوریم که در گذشته چه اتفاقی برای اجدادمان افتاده است. ما این الگو را به ارث برده‌ایم و وظیفه ما در این زندگی این است که آن را التیام بخشیم تا اینکه کسی را به خاطر آن سرزنش کنیم. کودکان با این الگو با احساس سرزنش بزرگ می شوند زیرا فقدان شفافیت در مغز آنها را دچار توهم می کند. آنها تا زمانی که بتوانند سموم را در بطن چهارم مغز (پر از مایع مغزی نخاعی) پاک کنند، احساس تیرگی می کنند، جایی که اثرات دارو باقی می ماند. آنها ممکن است به الکل، مواد مخدر یا سایر مواد شیمیایی وابسته باشند تا زمانی که بتوانند بفهمند این الگو از کجا آمده و شروع به بهبودی کنند. کار کرانیوساکرال می تواند به ترشح سمیت در بطن چهارم کمک کند. بخشش کسانی که سرزنش کرده اند، کلید درمان این الگو است.

6. قطع کنید
فورسپس و سزارین (که جنبه شیمیایی هم دارند) به روش های بسیار متداول برای زایمان خواه ناخواه تبدیل شده اند. هر گونه برخورد خشن توسط کسی که با سر نوزاد را کمی بیش از حد ناشیانه از رحم بیرون می‌کشد، می‌تواند صدمات زیادی ایجاد کند. جمجمه کوچک هنوز بسیار شکننده است و هر دو روش فقط باید در شرایط اضطراری مرگ یا زندگی استفاده شوند. پزشکان مرد تصمیم گرفتند تا زایمان کودک را به یک روش پزشکی تبدیل کنند و در ابتدا مخفیانه از فورسپس و ابزارهای دیگر برای “کمک” به زایمان استفاده کردند. درد ناشی از آن برای نوزاد غیر قابل تحمل است و نوزاد برای زنده ماندن از بدن جدا می شود. بنابراین نوزاد بقیه عمر خود را در «بی ارتباطی» می گذراند، زیرا نمی تواند در بدنش زمین و مرکز باشد. اینها کسانی هستند که به نظر می رسد “در سیاره ای دیگر” یا “دور از پری” هستند و در زندگی می چرخند. و حملات خشم شدید دارند. هیچ چیز نمی تواند برای آنها کار کند مگر اینکه در بدن زمین و مرکز قرار گیرند. ما اینجا هستیم تا افراد بدن گرا باشیم، اما برای کسانی که زایمان فورسپس داشته اند، بدن به عنوان یک مکان خطرناک تلقی می شود. به سادگی از طریق هاله به دعوت سوء استفاده ادامه می دهد. همچنین احساس میل به خانه، نترسیدن از مرگ، حتی داشتن حس “الهی” در آن لحظه جدایی وجود دارد. این افراد برای موفقیت در زندگی خود نیاز به کار زیاد بدن و تنظیم مجدد جمجمه دارند.

این فقط یک نگاه سریع به تحریفات است. یک نوزاد فقط در لحظه حال است و معتقد است آنچه در لحظه تولد اتفاق می افتد “برای همیشه” است تا زمانی که شخص دیگری به او بگوید که آیا منطقی است یا خیر. روش های درمانی بسیار دقیق تری وجود دارد، اما ابتدا باید الگوها را شناسایی کنیم.

اگر یکی از والدین بتواند با نوزاد صحبت کند، بابت اتفاقی که افتاده عذرخواهی کند، و شرایط را توضیح دهد، “شاید اگر ما این روش را انجام می دادیم زنده نمی ماندی…” آنگاه می توان آسیب های عاطفی پیرامون این رویداد را برطرف کرد.

هیچ وقت دیر نیست – می توانید از فرزندان 40 ساله خود به خاطر اتفاقی که در بدو تولد آنها افتاده است عذرخواهی کنید. می تواند زندگی او را تغییر دهد.