برر بار و خرگوش برر

من فکر می‌کنم استفن بار از ناهماهنگی شناختی رنج می‌برد، زیرا بسیاری از همتایان او بی‌خدا و آگنوستیک هستند. بار با ارائه استدلال های غیرمنطقی برای وجود خدا و با تأکید بیش از حد بر وجود یا نبودن خدا احساس بهتری به خود می دهد:


اولين اصل دين كه قبل از پذيرش وحي الهي بايد به آن اعتقاد داشت، البته اين است كه خدا هست. (محل 397)

می توان ثابت کرد که انسان ارواح مجسم یا بدن مجسم است و برهان متافیزیکی مبتنی بر این بینش برای وجود خداوند وجود دارد. اما مفهوم خدا متناقض است و می توان گفت که استدلال بی معناست. همچنین استدلالی مبتنی بر این فرض وجود دارد که ارزش های اخلاقی واقعی هستند و صرفاً سلیقه ای نیستند. دلایل بسیار خوبی برای اعتقاد به وحی وجود دارد و این دلایل تنها دو مورد از آنها هستند و وزن خاصی ندارند.

بار توضیح می دهد که یهودیت با ادیان بت پرستان دوران کتاب مقدس متفاوت است زیرا کتاب مقدس می گوید خدا جهان را از هیچ آفرید. کشف تشعشعات ناشی از تشکیل اتم های هیدروژن در دهه 1960 ثابت کرد که جهان 13.7 میلیارد سال پیش (بیگ بنگ) شروع به وجود کرد. این یکی از دلایل اعتقاد به وحی است، زیرا نویسندگان انسانی کتاب مقدس هیچ چیز در مورد تابش پس زمینه کیهانی و جهان در حال انبساط نمی دانستند.

متأسفانه، بار معتقد است که انفجار بزرگ بیش از آنکه دلیلی برای اعتقاد به کتاب مقدس باشد، دلیلی بر وجود خداست. اگر به ساختار ذهن انسان توجه کنید، می توانید نقص این استدلال را ببینید. مردم در مورد مشاهدات سؤال می پرسند و برای پاسخ به سؤالات نظریه ها یا توضیحاتی ابداع می کنند. در مرحله بعد، مردم شواهد را جمع آوری می کنند و تصمیم می گیرند که آیا یک نظریه یا توضیح درست است یا فقط محتمل است. چیزی به نام یکی وجود ندارد فراطبیعی توضیح یا نظریه یک توضیح یا نظریه زمانی خوب است که با شواهدی تأیید شود و توسط افراد منطقی صحت قضاوت شود. هیچ مدرکی مبنی بر اینکه خدا باعث انفجار بزرگ شد وجود ندارد.

فرق است بین اینکه بگوییم خدا باعث انفجار بزرگ شده است و بگوییم که انفجار بزرگ دلیل وجود خداست. این فکر غیرمنطقی است مگر اینکه بخواهید کتاب مقدس را تفسیر کنید. این بیانیه معمولاً برای متقاعد کردن مردم مبنی بر وجود خدا بیان می شود. بیگ بنگ یک سوال علمی و متافیزیکی را مطرح می کند. سوال علمی این است: چه چیزی باعث انفجار بزرگ شد؟ در غیاب توضیحات مبتنی بر شواهد، یک سوال متافیزیکی مطرح می شود: آیا جهان قابل درک است؟ این یک تلاش صادقانه برای متقاعد کردن کسی است که خدا وجود دارد:


هیچ توضیحی برای بیگ بنگ وجود ندارد. با این حال، بیایید فرض کنیم یا امیدوار باشیم که جهان قابل درک است. این بدان معناست که باید توضیحی وجود داشته باشد و توضیح این است که خداوند باعث آن شده است.

این یک تلاش غیر صادقانه است:


هیچ توضیح طبیعی برای بیگ بنگ وجود ندارد. بنابراین، توضیحی فراطبیعی وجود دارد که ادیان غربی آن را خدا می نامند.

هر دو تلاش برای وادار کردن مردم به کمک مالی به کلیسای شما را می توان با این سؤال پاسخ داد: خدا چه کرد؟

بار این استدلال را با بیان اینکه چگونه «ماتریالیست‌ها» از نظریه انفجار بزرگ متنفر بودند، پشتیبانی می‌کند. این من را به یاد افسانه جورجیا در مورد خرگوش برر و فاکس برر می اندازد. برر فاکس خرگوش برر را با یک بچه قیر اسیر می کند و در مورد چگونگی کشتن او حدس می زند. خرگوش برر می گوید: مرا حلق آویز کن، غرقم کن، لطفاً مرا در بوته خار قرار نده. خرگوش برر که در بستری از خار به دنیا آمده و بزرگ شده است، فرار می کند. برر بار بر خلاف برر فاکس متوجه نمی شود که فریب خورده است.

بار بارها ملحدان و آگنوستیک ها را برچسب می زند ماتریالیست ها. ترجیح میدم بهش زنگ بزنم آتئیست ها و آگنوستیک ها. اکثر ملحدان و آگنوستیک ها دلایل وجود خدا را نمی دانند یا نمی فهمند یا وانمود می کنند که نمی دانند یا نمی فهمند. تفاوت قائل شدن بین این دو معنا ندارد. آتئیست ها و آگنوستیک ها نمی گویند: «ادله برای وجود خدا قانع کننده نیست.» آنها می گویند: «من نمی دانم خدا وجود دارد یا نه».

بار در مورد موضوع ذهن و بدن گیج می شود و چیزهای متناقضی می گوید. او برای حمایت از تحلیل خود دو بار عبارت مضحک زیر را از هرمان ویل نقل می کند:


یکی از تفاوت های بزرگ دانشمند و فیلسوف بی حوصله این است که دانشمند وقت خود را می گذارد. قبل از اینکه بتوانیم تصویر دقیق و دقیقی از بافت در هم تنیده ماده، زندگی و روح ارائه دهیم، باید منتظر پیشرفت بیشتر علم، شاید قرن ها، شاید هزاران سال باشیم. (محل 4186)

صبر در علم یک فضیلت است، اما نه در مورد سؤالات در مورد روح انسان. همه ادیان می آموزند که ما تاوان گناهان خود را پس از مرگ می پردازیم. ما هزاران سال فرصت نداریم که تصمیم بگیریم انسان چیست. تصمیم افراد خوش قضاوت این است که مردم ارواح مجسم هستند.

بار به طور کامل و خوب توضیح می دهد که چرا تصور اینکه انسان ها مجموعه ای از مولکول ها هستند غیرمنطقی است. اما بعد می گوید


هیچ یک از اینها به معنای انکار این نیست که برخی از سؤالات بسیار دشوار وجود دارد که از این تصور ناشی می شود که ذهن انسان کاملاً قابل تقلیل به ماده نیست. قطعا وجود دارد. به عنوان مثال، اگر چیزی ناملموس در مورد ذهن وجود داشته باشد، چگونه بر مغز و بدن تأثیر می گذارد؟ (4612)

او زمان زیادی در برزخ خواهد داشت تا در مورد موضوع ذهن و بدن فکر کند، اما باید زمان خود را در زمین صرف یادگیری بیشتر در مورد تکامل بیولوژیکی کند. این نقل قول مزخرف است نه تنها به این دلیل که از صفت استفاده می کند به طور طبیعی دلالت بر وجود دارد فراطبیعی توضیحات:

همانطور که دیدیم، اکثر زیست شناسان بر این باورند که داروین در توضیح ساختار آلی به روشی کاملا طبیعی موفق بوده است. (محل 2214)

تکامل بیولوژیکی در گزارش کتاب مقدس از آفرینش گنجانده شده است، که همیشه به عنوان استعاره درک شده است. به اعتقاد من نقل قول زیر ثابت می کند که انتخاب طبیعی و لامارکیسم توسط پیر دو مائوپرتیوس و ژان باتیست لامارک در قرن هجدهم اختراع نشده اند:


حیوانات برای هستی می جنگند [and] برای جلوگیری از خوردن و تولید مثل منابع… عوامل محیطی موجودات زنده را تحت تأثیر قرار می دهند تا صفات جدیدی را برای تضمین بقا ایجاد کنند و در نتیجه به گونه های جدید تبدیل شوند. حیواناتی که برای تولید مثل زنده می مانند می توانند ویژگی های موفق خود را منتقل کنند [their] فرزندان.

این نقل قول از کتابی در قرن نهم است که در مقاله علم و اسلام: تاریخ ایشان مسعود در سال 1859 ذکر شده است. فکر می‌کردم انتخاب طبیعی توسط داروین پس از لامارکیسم (اپی ژنتیک) ابداع شده است تا اینکه انقلاب تکامل را خواندم: تکامل درست است. داروین اشتباه می کند. این همه چیز را تغییر می دهد» نوشته آلن بنت. تئوری های جدید تکامل بیولوژیکی تغییرات تسهیل شده و مهندسی ژنتیک طبیعی هستند. برر بار قبل از نوشتن دوباره در مورد تکامل بیولوژیکی باید کتاب های زیر را مطالعه کند:

  • معقول بودن زندگی: حل معضل داروین اثر مارک دبلیو کرشنر و جان سی. گرهارت

  • تکامل: دیدگاه قرن 21 اثر جیمز شاپیرو

  • قانون اول زیست شناسی: تمایل به افزایش تنوع و پیچیدگی در سیستم های تکاملی» نوشته دانیل دبلیو مک شی و رابرت ان. براندون

انتخاب طبیعی، اپی ژنتیک، تنوع تسهیل شده و مهندسی ژنتیک طبیعی تنها چگونگی سازگاری گونه ها با محیط را توضیح می دهند. هیچ زیست‌شناسی ادعا نمی‌کند که ما درک می‌کنیم که چگونه موجودات میکروسکوپی در یک دوره حدود 100 میلیون دهه به نهنگ تبدیل شدند. (شما با استفاده از دهه ها به جای سال ها یا ثانیه ها، نگاهی اجمالی به سرعت تکامل پیدا می کنید، زیرا 20 سال طول می کشد تا یک تخمک بارور شده انسان تمام سلول های انسان را تولید کند.)

تنها نظریه ای که حتی سعی در توضیح اصل و نسب مشترک دارد، نظریه طراحی هوشمند است. همانطور که هیچ مدرکی وجود ندارد که خداوند باعث انفجار بزرگ شده است، همچنین هیچ مدرکی وجود ندارد که یک طراح باهوش این کار را انجام داده باشد. به نظر من، طرفداران ID با مقایسه ID با انتخاب طبیعی، مرتکب کلاهبرداری می شوند. آتئیست ها و آگنوستیک ها به این کلاهبرداری می پیوندند زیرا نمی خواهند بپذیرند که ID به نوعی نظریه بهتری نسبت به انتخاب طبیعی است. برر بار دوباره فریب خورده است.